محمد مهدى ملايرى
365
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
از زبانهاى ديگرى لغت به عاريت گرفته بود ، بهطورىكه در آن از زبانهاى حبشى و سريانى و عبرى گرفته تا يونانى و لاتينى و هندى كلماتى هست ، ولى هيچيكى از اين زبانها از لحاظ اصطلاحات و كلمات مورد نياز و همچنين از لحاظ وسعت دامنه و گسترش آن در تمام شؤون زندگى ، در كمك به زبان عربى به پايهء زبان فارسى نمىرسند ، بهطورىكه بدون هيچ ترديد و تأمل مىتوان گفت كه مهمترين زبان غير عربى كه بزرگترين اثر را در زبان عربى گذارده ، هم از لحاظ لغت و هم از لحاظ فرهنگ ، زبان فارسى بوده است . زبان عربى بدينترتيب و با كار و كوشش دانشمندان اسلامى - چه عرب و چه غير عرب - و از آن جمله ايرانيان مسلمان ، چنان نيرو گرفت و گسترش يافت كه به زودى در جهان علم و ادب و سياست جاى همهء زبانهاى قديم اين منطقه ، و از آن جمله جاى زبان فارسى را هم در ايران گرفت و آن را بهطور موقت از محيط علم و ادب خارج ساخت ، بهطورى كه در طى چند قرن فارسى فقط زبان گفتوگو مىبود ، و به استثناى كتابهايى چند كه بعضى از دانشمندان زردشتى به اين زبان تأليف كردند در عالم تأليف و نويسندگى راهى نداشت ، و به همينجهت هنگامىكه پس از دو سه قرن سستى و ناتوانى ، زبان فارسى دوباره جانى گرفت و در جهان شعر و ادب راه يافت و به كار نويسندگى و تأليف و ترجمه خورد ، بسيارى از اصطلاحات و تعبيرهاى قديم آن يا فراموش شده بود ، و يا اينكه نويسندگان و متأدبان براى اظهار فضل بيشتر به استعمال آنها كه سخن عوام بود رغبتى نشان ندادند و به جاى آنها كلمات عربى به كار بردند ، و در نتيجه نيروى تعبيرى زبان فارسى به پستى گراييده و ريشههاى آن ناتوان و غالبا نازا و سترون شده بود . در اين حالت نويسندگان ، گاهى به حكم ضرورت ، براى جبران كمبود كلمات مورد نياز خود ، و بيشتر براى ارضاى ذوق شخصى ، به زبان عربى روى آوردند ، زيرا در اين دوره همه كسانىكه به فارسى چيز مىنوشتند يا شعر مىگفتند كموبيش زبان عربى را مىدانستند . و با آن آشنا بودند . اين دورهء ديگرى بود كه در دادوستد لغوى بين ايندو زبان باز مىشد ،